تبليغاتX
زمزمه دل تنگی - من و نگاهم ...


زمزمه دل تنگی

تنها شادی زندگی ام این است که هیچ کس نمی داند تا چه حد غمگینم...

زندگی بودن در مسیر باد نیست

زندگی امتحان ریشه هاست

و ریشه هم هرگز اسیر دست باد نیست

 اینو اقای "فیروز امرایی (کارشناس ادبیات رادیو تهران )و نویسنده کتاب طلوع برگشت دیروز در نشستی با حضور چند تن از نویسندگان "زن "مشهور ایرانی که در فرهنگسرای طبیعت بر گزار شد برای شروع با لحنی بسیار گیرا اجرا کردند .

"سرکار خانم فریده شجاعی " نویسنده رمانهای امانت عشق،شب بی ستاره،پروین ،بوسه تقدیر که  در حال حاضر هم به زبان فرانسه در حال ترجمه و انتشار است ،زیر سایه بخت و ...

"سرکار خانم سیمین شیر دل"نویسنده رمانهای تلافی ،مهر من ،قلب های بی اراده،ارام ،و امشب و...

"سر کار خانم ابراهیمی"

و" سرکارخانم جولایی " مترجم

از کسایی بودند که در این نشست حضور داشتند و برا من هم افتخار بود که در جمع چنین بزرگانی باشم

 گرچه رمانهای هیچکدوم از این عزیزان رو نخوندم چون با رمان سر کاری ندارند خصوصاًرمانهایی که زاییده تفکر و تخیل ادمی باشند. 

اما از نگاه خانم "شجاعی "خیلی خوشم اومد چون داستانهاش تلفیقی از خیال و واقعیت است و اینکه قلمش همشیه از درد و غم می نویسه (اونجا یه کم به خودم امیدوار شدم که کسایی دیگه هم بجز خودم هستند که از نوشتن درد و غم لذت می برند)

بقول اون و خودم درد هم برا خودش عالمی داره که هر کسی نمی تونه به باور کردن اون راه پیدا کنه.

خلاصه از حرفا و انتقاد ها استفاده کردیم اخرش هم که بحث رو این موضع "درد . غم" بالا گرفته بود من با گفتن این جمله ...

"هیچ کس بدبخت تر از کسی که همشیه خوشبخت است نیست."

و در پایان هم من و چند تای دیگه به رسم یاد بود کتاب "قصر شیشه ای " برگردان اقای مهدی قراچه داغی : انتشارات البرز: جایزه گرفتیم .

............................................................................................................................

برای همه کسایی که برای ارمانها و هدفاشون گام بر می دارن ارزوی موفقیت می کنم .

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 15:55 توسط معصومه| |


Design By : Night Skin