زمزمه دل تنگی
تنها شادی زندگی ام این است که هیچ کس نمی داند تا چه حد غمگینم...
کنار پنجره اتاقم رو به حیاط کوچک خانه رو به اسمان رو به شب
ارزوی من شکفتن گل ارزوهای همه
شکوفا شدن ارزوهای پسرعمو...؟
برای خودم ارزویی ندارم.!؟ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت
22:37 توسط معصومه| |
| Design By : Night Skin |


